• illustrator Curse
  • 7Learn Android Course
  • 7Learn SEO Course
  • 7Learn WP Theme Course

    حرفه ای ترین دوره آموزش طراحی قالب وردپرس



  آیا می دانید میانگین رضایت دانشجویان سون لرن از دوره ها، بیش از 94% می باشد!

پدرم هم رفت کنار مهران و مهرداد!!! (داغ دو برادر و الان هم پدر)

9532 ۳۰ مهر ۸۹

cat ساعت 20:30 روز پنجشنبه 29 مهرماه 1389 اخبار معروف  20:30 شروع به پخش کرد. چون پنجشنبه ها برنامه خاصی بنام صرفا جهت اطلاع داشت در مورد مسئولین که من و پدرم خیلی دوسش داشتیم!!! پدرم با عجله نگاش کرد و فورا مادرم رو که مثل همیشه ناراحت روی زمین افتاده بود رو آماده کرد برن دکتر. نمیدونم چطوری رفتن که متوجهش نشدم!

ساعت 20:55 دقیقه! یه تلفن مشکو زنگ زد جوابشو ندادم ، چند بار زنگ زد و حرف نمیزد آخرشم فوحشش دادم و قطعش کردم که اس ام اس داد منم حامد بردار!!! برداشتم و گفتم چی شده؟ گفت که پدرت رو موتور زده!!!!!! گفتم یا ابولفضل و فورا لباس پوشیدم و با دو رفتم بیرون. همین که رسیدم سر کوچه محمود یکی از فامیلامون با یه تاکسی پیچید جلوم گفت خونت خراب شد بیا بریم! باور کنید فاصله یک کیلومتری بیمارستان حدود سه ساعت از نظرم گذشت. وقتی رسیدم دیدم عالم و آدم اونجا جمع هستن ، رفتم داخل دیدم مادرم غرق در خون و پدرم رو تخت بیمارستان داغون و دست و پاهاش کاملا شکسته و بیهوش رو تخت و چندین نفر شمغول شوک هستن که به هوشش بیارن. منو خواهرم که بعدا اومد فقط میزدیم تو سرمون. برخی از دوستان که توی بیمارستان کار میکنن اومدن و منو گرفتن برم بیرون ولی نرفتم میخواستم پدرم رو ببینم زنده میمونه! بعد از ده دقیقه دیدم همه وسایل رو از پدرم باز کردن!!!!!!!!!!!!! وای خدای من رفیق دوران جوونیم ، بهترین دوستم توی کل زندگیم ، کسی که حتی خلافهای جوان بودنمو بهش میگفتم ، داداشم ، خواهرم ، مادرم ، باور کنید فرشته خونمون رو از دست دادم!!! اونم دقیقا دو ماه قبل از سالگرد داداشم پدرم رو هم از دست دادم! باور کنید اشک امونم نمیده ، چشمام اونقدر میسوزن که کم دید شدم ، وای خدایا کاش پدرم رو میدیدید یا یه کم با روحیاتش آشنا بودید تا میدونستید من کی رو از دست دادم! پاهاش از چند جا شکسته بود چشماش کلا ورم کرده بود و از پشت سرش یه عالمه خون رفته بود که شهرداری روز بعدش شست اون منطقه رو!!! خدا بگم چکارت کنه  اون کسی که با سرعت 100 کیلومتر در ساعت 9 شب خیابون یکطرفه رو میرفتی و فکر نکردی یه خانواده رو ویران کردی بخاطر دو دقیقه خوش بودنت خدا ازت نگذره خدا ...  ، بعدا از زبون مادرم شنیدم که موتوری میخواسته مادرم رو زیر کنه که پدرم خودشو میندازه جلو!!! در آخرین لحظاتم عشق به مادرم عشق 45 سالشو فراموش نکرده بود و سرانجام هم جونشو بخاطر مادرم از دست داد. چون مادرم ناراحتی قلبی داره و با یه آی گفتن پدرم دست و پاشو گم میکرد. افسوس که نمیدونست خودش قبل از مادرم میمیره.

امسال دومین مصیبت به ما وارد شد و جمعا دو برادر و پدرم رو تا الان که فقط 24 سال دارم از دست دادم!!! یه چیزی رو میخوام بگم شاید فکر کنید بده دارم میگم! ولی بخداوندی خدا به خودش قسم اینجا قسمش میدم یا همه ما رو بکشه یا اینطوری یکی یکی ما رو پر پر نکنه ،  بخدا من و خانوادم دیگه تحمل مصیبت نداشتیم ،  بخدا این مصیبت زورکی بر ما وارد شد! خدایا  خدایا خدایا بس کن ما طاقت امتحان شدن نداریم  ، خدایا ما طاقت صبر تو رو نداریم ، خدایا به کی بگیم دست از سرمون بردار ، خدایا به کی بگیم ولمون کن ، خدایا چکارت کردیم که اینهمه زجر به ما میدی! تو که میخواستی پدرم رو بکشی یکسال پیش میکشتی که غم فرزند دومشو نبینه! وای خدا وای خدا ازت گله دارم ، باهات از الان برای همیشه قهرم ، خدایا خدایا تو که دوسمون نداری ازمون متنفری حداقل  به خودمون واگذارمون ، تا سر موعدمون برسه و خلاصمون کنی. یا الان بکش یا اونقدر نکش که روزی هزار بار آرزوی مرگ کنیم. دیگه برای من یکی فرق نداره ، زجه های خواهرامو شنیدی! خواهر کوچیکم هیچکس و جز پدرم نداشت ، تمام سنگ صبور خانواده پدرم بود که گرفتیش ، وای خدایا اونقدر دلم پره میخوام برم جایی هوار بکشم که دست از سر ما برداری. خدایا خدایا خدایا. خدایا و هزار خدایای دیگه!!! بخدا دیگه چشام نمیبینه منو ببخشید فقط اومدم بگم دیگه حوصله خودمم ندارم دیگه از زندگی سیرم ، پدری که آرزو داشت یکی از پسراشو در لباس دامادی ببینه! هرگز ندید... اون دو تا برادرم یکی در سن 21 سالگی و دیگری در سن 34 سالگی درگذشتن و هر دو ناکام ، خیلی ارزوها برای من داشت که من احمق ، من بیشعور هرگز جامه عمل نپوشوندم که اینطور الان اینهمه غصه بخورم.

تو رو خدا برای پدرم فاتحه بخونید که تا در دنیا بود هر چی زجر بود کشید و همیشه میخندید...

روحش شاد...

:: مطالب جدید سون لرن را از طریق ایمیل دریافت کنید :

دیدگاه ها 90 دیدگاه برای این مطلب ارسال شده است. نظردهی برای این مطلب بسته شده است .

  • ‏‏
    یه دوست(۸ آبان ۱۳۹۰)

    سلام دوست عزیز.
    امیدوارم اینو تا آخر بخونی و متوجه ادبیات من بشی.
    تسلیت میگم و امیدوارم بتونی به این سختی وارد شده از بابت از دست دادن یه عزیز واقعی غلبه کنی.
    من تا حالا عزیز نزدیکم رو از دست ندادم و از خدا میخوام نبینم.
    من سختی زیادی کشیدم مثل خیلی از آدمای دیگه.
    به حدی فشار تحمل میکنم که نمیدونم چرا باید اینطور باشه یا اصلا گناهم چیه.
    روزایی که از دست میره و لذت های نبردش تا ابد تبدیل به یه حسرت میشه.چیزی شبیه اتفاقی که برای آقای کوروش که کامنت گذاشتن برای منم بوده با این تفاوت که با داشتن پدری متمول ، همراه خانوادم با سختی کار میکنم و هزینه های 2 خواهر دانشجوی دوست داشتنیمو میدم.
    28 سال دارم و هیچ آینده شخصی رو نمیتونم متصور بشم.واقعا نمیتونم .
    بعضی وقتا از فشارهای روحی که بهم وارد میشه شروع به کفر گویی و گیر دادن به عدالت خدا و فلسفه وجودیشو و….. خیلی چیزای بدتر میکنم. خیلی وقتا اینقدر درد میکشم که میخوام باهاش روبرو بشم و هر کاری از دستم بر میاد بکنم.
    ولی میدونی ، بعد از 7 سال سرپرست خانواده بودن و سختی کشیدن ، انواع و اقسام مختلف که شاید کمتر کسی بتونه بعضی هاشو درک کنه ، یه چیزی نصفه و نیمه درک کردم و اونم اینه که یه فرصت یا شرایط یا نمیدونم باید بهش چی بگم ، برای آدم تو شرایط سخت ایجاد میشه که باید اونو دریابی و بتونی با موفقیت پشت سر بذاریش تا تبدیل به یه چیز بهتر بشی.احتمالا هر کس هم بر اساس آرزوهایی که داره فشارهای مختلفی رو تجربه میکنه.
    نمیگم که پدر و برادر مرحومت فدای شرایط یا آرزوی تو میشن .این اتفاقات رو من هم نمیتونم درک کنم و حضم کنم و تو این شرایط به عدالت شک میکنم و همون چیزایی که گفتم اتفاق میوفته برام ولی میگم تو این شرایط خودتو تطبیق بده و در کنار سوگواری برای یه عزیز دوست داشتنی و قابل ستایش ، خودتو و دنیاتو و تلاش برای تبدیل به یه موجود قوی تر یا محکم تر یا پیشرفته تر حالا از هر نظری ، دریاب و این فقط تویی که میتونی اینو درک کنی
    چون تو یکتایی
    فقط تو ، تویی
    امیدوارم خدا پدر و برادراتو به جایی بهتر با شرایطی بهتر ببره و
    بر اساس امید خودم ، یه جای بهتر با شرایط بهتر بتونیم همدیگه رو ببینیم.
    قوی باش
    موفق باش
    —-
    خیلی ممنون

  • ‏‏

    سلام و خسته نباشید
    با اینکه دیر شده ولی تسلیت میگم این اولین باری بود که توی سایتتون اومدم همه مطالبتون جالب بود بجز این یکی که اشک توی چشمام جمع شد گفتم بهتون تسلیت بگم .
    این ترم این درسو دارم و همش دنبال مطلبم .

  • ‏‏

    سلام تسلیت میگم ولی توروخدا این نوشته رو بردار خیلی گریه کردم خیلی ناراحتم

  • ‏‏

    خدایش بیامرزد

  • ‏‏
    فاطمه(۱۶ آبان ۱۳۹۰)

    سلام
    خبر درگذشت عزیز چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می نشیند
    ولی در برابر تقدیرحضرت پروردگار چاره ای جز تسلیم نیست
    بنده این واقعه دردناک را خدمت شما تسلیت عرض میکنم.
    خداوند قرین رحمتش فرماید.

  • ‏‏
    بهروز لیال(۱۹ آبان ۱۳۹۰)

    با سلام خدمت داش لقمان داداش ایشلا غم اخرت باشه خیلی سخته درکت میکنم امید وارم روح هر 3 شون شاد باشه عامین یا رب عالمین

  • ‏‏

    خدا رحمتش کنه ایشاله که دیگه غم نبینی و روحشون غرق شادی باشه

  • ‏‏
    دانیال(۲۶ آبان ۱۳۹۰)

    سلام
    خدا هرچی به انسان بده نعمته و هرچی هم از انسان بگیره حکمته.
    من این رو هزاران بار توی زندگیم احساس کردم.
    بیشتر اوقات هیچ وقت متوجه این حکمت نمیشیم آخه عقل مخلوق کجا و حکمت ظریف و خلاقانه ی خالق کجا؟؟؟؟؟ما نمی تونیم حکمت کار خالق رو بفهمیم مگه اینکه واسمون آشکار بشه.
    همیشه راضی باش به رضای خدا چه بگیره چه بده(گفتم که یا نعمته یا حکمته)
    داستان صبر ایوب فراموش نشود.
    واسشون نذر زیاد بدید شده یه خرما.
    برای شما و خانواده تان صبر آرزو میکنیم
    آنها در بهشتند…انشالله.
    یاعــــــــــــــــــــلی مدد

  • ‏‏
    علیرضا(۳۰ آبان ۱۳۹۰)

    سلام
    من بره بار اول بود به طور اتفاقی واردسایتتون شدم ،چون دوره های css,java script, …دارم میگذروندم -از گوگل وارد ساییتون شدم و …
    همین جوری داشتم پایین میومدم که موضوع پستتون خیلی منو جذب کرد طوری که تا آخر مطلب رو خوندم و بقض گلو گرفت و چشمام پر اشک شد !! :((((
    از دلم نیمد نظری ندم – واقعا از صمیم قلب این مصیبت بزرگ رو به شما و خانواده محترمتون تسلیت میگم
    ولی یادت نره ما انسان ها ، چوب ندونسته هامون رو میخوریم
    هیچ وقت کفر نگو که بعدا خودت خیلی پشیمون میشی
    نمیخوام نصیحت کنم ، چون خودم رو در حدی نمیبینم که بخوام ادای پدر بزرگها رو در بیارم و …

    بازم ببخشید که مطلب طولانی شد ، تسلیت صمیمانه منو بپذیر
    امیدوارم با قدرت بیشتر و روز افزون سایت ها و موفقیت های بزرگتر شما رو ببینیم

    هر جا هستی باش – آسمانت آبی – دلت از غصه ی فردا خالی
    موفق باشی

  • ‏‏

    سلام
    خدا رحمتشون کنه
    واسشون فاتحه خوندم واقعا ناراحت شدم

  • ورود/عضویت سریع با اکانت فیسبوک/جیمیل شما

    :: شما می توانید با استفاده از اکانت یاهو یا جیمیل خود به صورت کاملا امن، سریع و بدون نیاز به ورود اطلاعات عضو و وارد سایت شوید. در این صورت هیچ نیازی به ورود نام کاربری و رمز عبور خود نخواهید داشت و هویت شما از طریق ایمیلتان مورد تائید قرار می گیرد .
    برای استفاده از این روش باید در اکانت گوگل(جیمیل) و یا یاهوی خود لاگین باشید .
    عضویت/ ورود سریع با :
    در حال اتصال ...

    ورود به سایت

    ورود سریع با :
    در حال اتصال ...

    جستجو در سون لرن

    عبارت :
    7LearnTelegram